Header

پادکست مریم رحیمی – لذت دردناک ابتلا

1
528

متن پادکست مریم رحیمی به اسم ” لذت دردناک ابتلا “


سر ظهر بود که مرد را در میدان شهر آتش زدند، گفتند کافر است.

صبح اول وقت مرد رفته بود ایستاده بود روی تپه کنار شهر و فریاد زده بود که ایها الناس، خورشید در آسمان نیست،

در خانه من است، برای من می رقصد، می خندد، حرف میزند، نان می پزد،
مرا می بوسد و از جای بوسه اش هزار پرنده آزاد می شوند در پوست تن من و بی وقفه می خوانند.

گفته بود ماه در آسمان نیست،
در خانه من است.

انگشتهایم روی مهره های کمرش نی لبک می زنند و وقتی او را به خودم می فشارم جانم رها می شود و هفت اقلیم را می گردد و بر می گردد.

گفته بود خدا در خانه من است،
در پیراهن کوتاه سپیدی می خرامد با تنی به رنگ گندم و دو چشم تیره خندان.

گفته بود خدا زنی زیباست که مرا می کشد به اخمی و زنده می کند به بوسه ای …

مرد را در میدان شهر آتش زدند، گفتند کافر شده.

زن ایستاد گوشه میدان و گریه کرد.

خاکستر مرد پر کشید و آمد نشست روی اشک زن، اشک زن مروارید شد و چکید روی زمین.

زمین جان گرفت ، باهار شد،
پرنده ها آمدند روی شاخه های تن زن نشستند و آواز خواندند،
مردم اهلی شدند،
و روزگار متبرک شد به عطر عشق.

زن رفت ایستاد روی تپه کنار شهر، اذان گفت.

حی علی الجنون. باد پیچید در موهاش،
صدای او را برد به همه دنیا.
و لذت دردناک ابتلا منتشر شد …


متن: حمید سلیمی
دکلمه: مریم رحیمی
میکس و مسترینگ:
سینا مظفری
طراح کاور: امین تاجی
از مجموعه پادکست های ارسالی توسط شما


logo-deklamaphone | لوگو دکلمافون

مشارکت در بخش های دیگر دکلمافون:

– آیا می دانید ما این امکان را برای شما فراهم کرده ایم تا دکلمه های زیبای خود را به صورت رایگان از طریق سایت آکادمی تخصصی دکلمه و گویندگی دکلمافون پخش کنید؟
کافیست به صفحه پخش رایگان دکلمه وارد شوید و فرم مربوط به آپلود را با توجه به شرایط ذکر شده تکمیل و ارسال نمایید.

 

مطالب مرتبط با این پست:

0

دیدگاهتان را بنویسید