مهدی سرگل زایی ، سیده فاطمه مولانا و علی سیار – هنرجویان برتر موضوع نوشت 2 – کارگاه یاغیانه – دوره 5

کارگاه مجازی شعر و ترانه یاغیانه - چالش موضوع نوشت

نفرات برتر چالش موضوع نوشت کارگاه شعر و ترانه یاغیانه - سیده فاطمه مولانا - مهدی سرگل زائی - علی سیار

نفرات برتر چالش موضوع نوشت کارگاه شعر و ترانه یاغیانه - سیده فاطمه مولانا - مهدی سرگل زائی - علی سیار

مهدی سرگل زایی ، سیده فاطمه مولانا و علی سیار
هنرجویان برتر موضوع نوشت ۲
کارگاه یاغیانه – دوره ۵


“موضوع برگزیده برای این چالش: اگر جای خدا بودم(چه میکردم)”


آثار زیبای آقای مهدی سرگل زایی و خانم سیده فاطمه مولانا و آقای علی سیار گرامی به صورت مشترک به عنوان اثر برتر این چالش شناخته شده اند،
به این سه بزرگوار تبریک گفته و برایشان آرزوی پایداری موفقیت و سلامتی و شادمانی میکنیم.

علی اکبر یاغی تبار ، شاعر خوش نام و خوش آوازه ی ایران که تدریس این کارگاه را بر عهده دارد داوری این چالش را انجام داده است.

وی تمامی آثار شرکت کنندگان عزیز را به صورت دقیق بررسی کرده،
با توجه به فاکتورهای نوشته شده در جدول زیر هر فاکتور را به صورت مستقل بررسی کرده و نمره داده است.

تعداد قابل توجهی از عزیزان کارگاه در این چالش شرکت نموده اند که نتیجه ی نهایی آثار بررسی شده در جدول زیر به نمایش آمده است.

(به منظور عدم ایجاد نا امیدی در عزیزان شرکت کننده رتبه های پایین با کد ذکر شده و از اعلام نام خودداری شده.)

کارگاه مجازی شعر و ترانه یاغیانه - چالش موضوع نوشت


مهدی سرگل زایی:

اگه بنده ی صالحی باشم و
بخوام عقلو از ریشه ساقِط کنم
شاید با توکل به افسانه ها
بتونم وجودش رو ثابت کنم

زمانی که این قصه اثبات شد
میخوام اونو از دُور خارِج کنم
که برحسبِ موضوع و ظرفیتِش
یه کم ماجرا رو مهیج کنم

ازینجا به ب(ع)د من خدا می شم و
میخوام با مُخِت خاله بازی کنم
میخوام در ازای قنوت و سلام
واسَت تو بهش(ت) خونه سازی کنم

یا عیسا رو از مریمِ باکره
واسه زنده کردن برات رو کنم
یا به خاطرِ یوسُفِ خوابدان!
زلیخای طِفلی رو خوشرو کنم

با موسا برم باشگا(ه) شنبه ها
که کُشتی بگیریم و دعوا کنیم
واسه کِشتیِ نوحِ حیوونکی
باید کلی آذوقه پیدا کنیم

تا اینجا یه موجودِ تک بُعدی ام
خداکه فقط واسه دینا نبود!
خدای انرژی و نور و ازل!
توی هیچ بیتی تا اینجا نبود!

از اینجا به بعدم نگم بهتره
دیگه شیش بند کافیه واقعن
که طبقِ تعاریف، این شعر نیست!
فقط نظم و حرافیه واقعن

به فکرم نباشا، مهم نیستم
به جاش زهرِ “ماری”مو رول میکنم
نذار روی شعرم به روم باز شه!
خودم خشممو کنترل میکنم


سیده فاطمه مولانا:

یه روز خسته و زخمی از زندگی
یه گوشه زیرِ آسمونِ کبود
میشم روبرو با خداوندِ هست
خدایی که تا بود هرگز نبود!

میگم ای بلندایِ بالا‌نشین
زمینت فرو رفته توو منجلاب
بیا و کرم کن! خدایی بکن !
یا که تخت تا روزِ محشر بخواب!

بذار جات بشینم ! بذار آب شم
بذار شعله‌شعله خدایی کنم
بشینم روی توریِ بادها
به خاکِ‌ سیا پادشایی کنم

اگه جای تو بودم ای اون‌که نیست!
می‌کَندم بساطِ دروغ و نقاب
از آزادی و عشق ، رویِ زمین_
نمی‌کاشتم تخمِ لقّ ِ سراب

پتو می‌شدم روو زنِ هرزه‌ای
توو سگ‌سوزِ شب‌های بی‌آب و آش
رفو می‌زدم دامنش رو به آب
به یک شهر تن‌داده‌ی آش‌و‌لاش!

اگه جای تو بودم ای بودِبود
اگه جایِ تو بودم ای هستِ‌هست
می‌کردم سرِ جنگ رو زیرِ آب
سرِ هرچی خرمغزِ خرماپرست!

خدایا! دلِ عشق مجروحه و_
کمرگاهِ آزادگی رگ‌به‌رگ
شدیم از سرِ سرکشِ سرنوشت
کمی آدمی و کمی تخمِ‌سگ!

خدایا ! خدایی کن و ‌رحم کن
تو فریادی و ما نداریم گوش
بیا و به عریانیِ آدمی
لباسِ قشنگِ محبّت بپوش!


علی سیار:

با اینکه می‌دونم زیادی کمم
یه وقتایی پر میشم از ادعا
یه وقتایی توو اوج تنهاییام
خودم رو می ذارم بجای خدا

توو رویا می تونم خدایی کنم
که از آن قدرتم رونمایی کنم
بدزدم کسی رو که دوسش دارم
یِجورایی آدم ربایی کنم

بشم کارگردان این دنیا تا
سکانسای بی عاطفه کات شه
یجور مهره ها رو بریزم به هم
که شاه بد قصه ها مات

میرم بین مردم قدم میزنم
میشم با غم و‌ شادیاشون عجین
نمیذارم هیچ بچه ای توو جهان
بذاره سر گشته روی زمین

نیازی ندارم به توپ و تفنگ
واسه حفظ امنیت آدما
فقط عشقه توو‌ دین و آیین من
دلیل اهمیت آدما

اجازه نمیدم که هیچ بنده ای
برای محبت گدایی کنه
توو دنیای من خیلی زشته اگه
کسی به جهان پادشایی کنه


برای آگاهی از شرایط ثبت نام و نحوه ی برگزاری کارگاه شعر و ترانه یاغیانه کلیک کنید.

“آکادمی دکلمه و گویندگی دکلمافون ، پشتیبان اخبار و مسابقات کارگاه شعر و ترانه یاغیانه”

ادمین آکادمی دکلمافون

ادمین رسمی سایت دکلمافون

مطالب مرتبط با این پست:

0

دیدگاهتان را بنویسید