حسن علی تبار و محمدرضا اشجار – هنرجویان برتر موضوع نوشت – کارگاه یاغیانه – دوره 7

حسن علی تبار و محمدرضا اشجار - نفرات برتر چالش موضوع نوشت دوره 7 کارگاه یاغیانه علی اکبر یاغی تبار

نتایج کارگاه چالش موضوع نوشت دوره 7 کارگاه شعر و ترانه یاغیانه

نتایج کارگاه چالش موضوع نوشت دوره 7 کارگاه شعر و ترانه یاغیانه

حسن علی تبار و محمدرضا اشجار – هنرجویان برتر موضوع نوشت
کارگاه یاغیانه – دوره ۷


“موضوع برگزیده برای این چالش: “حرکت‌، خستگی و ادامه دادن”


آثار زیبای آقایان حسن علی تبار و محمدرضا اشجار گرامی به صورت مشترک به عنوان آثار برتر این چالش شناخته شده،
به  این دو بزرگوار تبریک گفته و برایشان آرزوی پایداری موفقیت و سلامتی و شادمانی میکنیم.

علی اکبر یاغی تبار ، شاعر خوش نام و خوش آوازه ی ایران که تدریس این کارگاه را بر عهده دارد داوری این چالش را انجام داده است.

وی تمامی آثار شرکت کنندگان عزیز را به صورت دقیق بررسی کرده،
با توجه به فاکتورهای نوشته شده در جدول زیر هر فاکتور را به صورت مستقل بررسی کرده و نمره داده است.

تعداد قابل توجهی از عزیزان کارگاه در این چالش شرکت نموده اند که نتیجه ی نهایی آثار بررسی شده در جدول زیر به نمایش آمده است.

(به منظور عدم ایجاد نا امیدی در عزیزان شرکت کننده رتبه های پایین با کد ذکر شده و از اعلام نام خودداری شده.)

جدول نتایج دوره 7 چالش موضوع نوشت کارگاه مجازی شعر و ترانه یاغیانه


حسن علی تبار:

مسیر، سالم و دل، صاف و راه، روشن بود
و رهبری که چراغِ اباش بر تن بود

چراغ نفتی ما… نفت، رو به اتمام و
گمانِ ما که به دزدیِ دوست-دشمن بود…

خلاصه عرض کنم حالت نجابت را
《نری که مرد نبود و فقط پی زن بود》

کسی که نزد شما تشنه سخن گفتن…
و حرف های نگفته هزار خرمن بود

کسی که حرف دلش را نگفت دانا و
همیشه آن که سخن گفته بود کودن بود

چگونه شرح دهم این صدای خونین را:
صدای زجه و زنیجرِ کوی و برزن بود

چه حرکتی که نکردیم در مسیر نجات؟
ولی همیشه در این “ما” کسی خودش -“من”- بود

ادامه دادن و رفتن برای ما دشوار
و خستگی که چو تیغی به روی گردن بود

اگرچه سخت در این راهِ بی چراغ گمُیم
ولی همیشه چراغ امید روشن بود…


محمدرضا اشجار:

به واژه واژه نامت قسم که من نگرانم
اسیر طعنه نامرد و درد زخم زبانم

اگر چه شاخه ام از دور رنگ سبز بهارست
ولی حقیقتم این است، رو به باد خزانم

کمی به ساعت عمرم نگاه کن که ببینی
به زور عقربه های دلم اسیر زمانم

تمام فکر و حواسم به تیر در بغلم بود
که تیر از بغلم رفت و من هنوز کمانم

بمان همیشه جاوید من بمان که کویرم
بمان که بی تو نمیرم بمان که با تو بمانم

به فکر رفتنم اما دلم اسیر تو مانده
هزار مرتبه هی باز و بسته شد چمدانم


برای آگاهی از شرایط ثبت نام و نحوه ی برگزاری کارگاه شعر و ترانه یاغیانه کلیک کنید.
“آکادمی دکلمه و گویندگی دکلمافون ، پشتیبان اخبار و مسابقات کارگاه شعر و ترانه یاغیانه”

ادمین آکادمی دکلمافون

ادمین رسمی سایت دکلمافون

مطالب مرتبط با این پست:

0

پاسخی بگذارید