داستان صوتی وابستگی – قسمت 21

داستان صوتی وابستگی – قسمت ۲۱

اثری از تیم آکادمی دکلمافون


یادمه چند سال پیش معلم انشامون بهمون گفت در مورد نقطه سر کلاس انشا بنویسم اولش یکم سخت بود
همه ی بچه ها با تعجب بهم دیگه نگاه میکردن

اما من سریع یه برگه از دفترم کندمو شروع کردم به نوشتن:
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
موضوع انشا نقطه .
امروز برای اولین بار می خواهم کوتاه ترین انشایم را بنویسم ممکن است معلمان آقای صادقی مرا دعوا کند و فکر کند میخواهم از زیر نوشتن انشا در بروم
اما من به جز نوشتن یک جمله ی کوتاه چیز دیگری برای نوشتن بلد نیستم…

نقطه یعنی پایان…

اون روز وقتی آقای صادقی انشای بچه ها رو جمع کرد
بعد از خوندن چندتا انشا نوبت به خوندن انشای من رسید.
زیر چشمی داشتم اقای صادقی رو نگاه میکردم که یهو منو صدا زدو بهم گفت: پسر بیا اینجا ،

ترس برم داشت وقتی رسیدم پای میزش بهم گفت : نقطه یعنی شروع نه پایان، نمرتم صفره برو بشین فقط یادت باشه هر موقع از زندگیت فهمیدی نقطه یعنی شروع یاد امروزت بیفت

امروز بعد از پونزده سال فهمیدم که نقطه یعنی شروع نه پایان،
آقای صادقی راست میگفت،
برای همین میخوام در مورد موضوع انشاء اون سال بنویسم …

امروز بعد پونزده سال از زمان آخرین انشایی که تو مدرسه نوشتم میگذره،
پونزده سال بزرگ تر شدمو فهمیدم، یه نقطه هایی تو زندگی هست که گاه گداری ادم وقتی بهشون میرسه،
پایان خیلی از ماجراهای زنگیشو رقم میزنه کاری که دقیقا نقطه های اخر هر جمله یا هر قصه و داستان میکنه …

از اونجایی که زندگی همیشه ادامه داره،
پایان هر ماجرا شروع جدیدی از یه قصه ست،
قصه ای که تلخ یا شیرین بودنش بستگی به انتخاب خود آدما داره ،
بنظرم آدم تو زندگیش اگه بخواد همه چیزو از نقطه ی اول شروع کنه باید لااقل کوچه پس کوچه های ذهنشو از ماجراهای تلخو شیرین زندگیش خلوت کنه،
آخه هیچ موقع نمیشه یه نقاشی قشنگو تو یه صفحه ی خط خطی شده کشید !

شایدم یجورایی اگه آدم بخواد نقشو نگار زندگیش مثل یه قالی خوش نقشه خوش رنگو لعاب باشه،
باید اونقدری ذوق داشته باشه که بتونه دار زندگیشو مثل دار یه قالی باف پر از امید علم کنه تا بتونه تارو پودای زندگیشو از سر ذوق و عشق با رنگی که دوس داره گره بزنه،

گره ای که هر کدومش به کامل شدن یه رج کمک میکنه،
چقدر زندگی ما آدما شبیه به همین رج هاست،
هر روز یا شایدم هر خاطره میتونه یه گره پر از محبت و دوست داشتن باشه که کنار هم میشن یه عمر!

فقط باید کلی حواسمون به این گره ها باشه که محکم کنار هم باشن،
آخه وقتی عمر آدم به اخرش برسه همین گره های محکمن که اگه درست گره خورده باشن میتونن به داد آدم برسن،
آخه جنس آخرین نقطه بعد از پایان عمر با جنس همه ی نقطه های زندگی فرق دارن این یکی جنسش یه شروع بی پایان و ابدیه…

ای کاش همه ی ما آدما بتونیم مثل قالی بافی باشیم که گره ی رج های قالیشو با کلی عشق و از سر اعتقاد با دفه میکوبه تا بتونه به نقشو نگاری که دوست داره برسه اخه هیچ چیزی نمیتونه بهتر از شروع یه زندگی ابدی و بدون نقطه ی خوب باشه


عوامل ساخت این قسمت:

 نویسنده: امیر صلح میرزایی
گوینده: علیرضا فراهانی
میکس و مسترینگ: محمد رئوفی
طراح کاور: علی عمله
تولید شده توسط تیم دکلمافون


logo-deklamaphone | لوگو دکلمافون

مشارکت در بخش های دیگر دکلمافون:

– آیا می دانید ما این امکان را برای شما فراهم کرده ایم تا دکلمه های زیبای خود را به صورت رایگان از طریق سایت دکلمافون پخش کنید؟
کافیست به صفحه پخش رایگان پادکست وارد شوید و فرم مربوط به آپلود را با توجه به شرایط ذکر شده تکمیل و ارسال نمایید.

– اگر با ما در زمینه های مختلف طراحی، تدوین، گرافیک، میکس و مسترینگ، تولید محتوا و … که مرتبط با فعالیت های ما است تمایل به همکاری دارید به صفحه همکاری با ما مراجعه و فرم مربوطه را تکمیل و ارسال نمایید.

– برای شرکت یا دنبال کردن بزرگ ترین مسابقات مجازی دکلمه ایران که توسط تیم حرفه ای ما برگزار می گردد به صفحه مسابقات پادکست مراجعه نمایید تا شاید برنده جوایز نفیس این مسابقات شوید.

مطالب مرتبط با این پست:

0

دیدگاهتان را بنویسید