داستان صوتی سیرک – قسمت 8 (قسمت آخر)

داستان صوتی سیرک – قسمت ۸ (آخرین قسمت)

اثری از تیم آکادمی دکلمافون


(محمد وارد کافه می شود)
محمد: سلام مهران صبحت بخیر…

مهران: سلام محمد خوبی؟ بابا خیلی نگرانت بودیم… کجا بودی چی شد؟!

محمد: والا خودمم نفهمیدم چی شد…
یه سری سوال پرسیدن از کارم چرا مجوز نداری و اینا…
حتی از کافه…
کی میره کی میاد؟
نمیدونم…
دیروزم گفتن یکی وثیقه گذاشته فعلا آزادی…

مهران: کی؟!

محمد: اینم نمیدونم والا..
هرکی بوده دمش گرم…
به من نگفتن…
خلاصه هنوز درگیرم ولی فعلا که حل شده…
گفتم بیام یه سری بهت بزنم نگران نشده باشی…

مهران:نگران که شدیم…
البته این چن روزم کلی ماجرا داشتیم…
نمیدونم این چه زندگی ایه که همه درگیرن یه جورایی…

محمد: چرا اینجا انقدر خلوته امروز؟

مهران: بهتر…
امروز حال و حوصله ی کسی رو ندارم…
تو فکرم…

محمد: فکر چی؟!

مهران: نمیدونم…
همه چی…
حالا تو در جریان نیستی ولی داشتم فکر میکردم اینجارو ببندم یا واگذار کنم بره…
سر صبح دوباره اخطاریه اومد که ۱۰ روز فرصت دارم یا اسم کافه رو عوض کنم یا پلمپ دائم…
من بمیرمم دست به اسم اینجا نمیزنما…
دیگه حداقل یه چیزی تو این دنیا باید به انتخاب خود آدم باشه یا نه؟
خدایی این زندگی ای که ما داریم از صدتا سیرکم بدتره…
هر روز یه نمایش لعنتی رو تکرار میکنیم…
همون کارای همیشگی…
فقط فرقش اینه که تماشاچیاش عوض میشن…
اگه دوسِت داشته باشن که نمیگن دمت گرم ، دستت درد نکنه ، ادامه بده…
حتی حمایتتم نمی کنن…
ولی وای به حالت اگه خوششون نیاد…
همه ی زندگیشونو میذارن که خرابت کنن…
داستانتو بریزن به هم…
با سر بخوری زمین…
خب بابا پاشو برو…
نبین…
ول کن…
بذار هر کی زندگیشو بکنه…
ماها آدمای بدی شدیم به خدا…
به همه چی کار داریم… به همه چی…
تا گند یه چیزی رو در نیاریم بیخیال نمیشیم…
نمیدونم این دنیای لعنتی کی قراره درست شه…

محمد: چی بگم…

مهران: یه چیزی بخون…

محمد: باشه…

مهران: بچه ها از دیشب که رفتن خبری ازشون نیست…
نمیدونم چرا دلم شور میزنه… البته رفتن آینده رو ببینن…
چی بگم ایشالا که خیره…

(داخل ماشین-شب قبل)
الی: کجا برسونمت؟

میلاد: نمیدونم فقط برو…

بهناز: وقتی با تمام اون بلاهایی که سرم اومد برگشتم ایران گفتم مملکته خودمه…
اینجا حداقل آدم راحت تره…
ولی وقتی مقایسه کردم دیدم نه…
آدما همه جا یه جورن… جلوت خوب،پشت سرت بد…
همه نقش بازی میکنن تا وقتی اصل ذاتشون رو بشه…
دیدم لیاقت خوب بودنم ندارن…
پس یه شب تصمیم گرفتم انتقام بگیرم از همه شون…
منم بشم یکی مثه خودشون…
نامرد…
الی تو که میدونستی من محمدو فروختم…
من از ته دلم میخواستم درِ اون کافه ی لعنتیم تخته کنم…
نمیدونستی؟

الی: چرا…

بهناز: ولی دیدم من نمیتونم بشم یکی مثل همه…
دیروز رفتم وثیقه گذاشتم محمدو آزاد کنن…
فردا پس فردا میاد بیرون…

میلاد: بپا…

الی: با این رانندگیشون…

میلاد: معمولا ظهرا و شبا رانندگیشون داغونه…
ظهرا ملت گشنه شونه…
شبا میخوان زود برسن خونه…

الی: بهناز اگه قرار باشه ماها همه چیزو بگیم که نمیشه…
تو ذاتت حرف نداره…
ولی همه تو شرایط سخت یه تصمیمایی میگرن که شاید اشتباه باشه…
ولی دلیل نمیشه آدمای بدی باشن که…
میدونستم خودت درستش میکنی…
کاش همه مثل تو بودن…

بهناز: نمیدونم…
چرا تو فکری الی؟!

الی: من نمیخواستم بیارمتون اینجا…
قبلنم گفته بودم وقتی آینده رو بدونین تقدیر بر میگرده…

میلاد: خدارو چه دیدی شاید بهتر شد…

الی: آره آدما وقتی یه سطح از آگاهی رو رد میکنن به کمال میرسن و وارد سطح بعدی میشن…

میلاد: وای چه بارونی گرفت…
بارون همیشه خوبه…
باید به فال نیک گرفت…
اینا یعنی همه چی قراره عالی بشه…
من که به چیزایی که دیدم خیلی خوش بینم…

بهناز:الی… میلاد…


عوامل ساخت این قسمت:

 نویسنده و خواننده تیتراژ پایانی: میلاد تهرانی

گویندگان به ترتیب ورود:
محمد رئوفی
مهران فایضی
الی مسیحا
میلاد تهرانی
بهناز دلشب

خواننده درون داستان، صداگذاری و میکس : محمد رئوفی

در مورد عوامل ساخت داستان صوتی سیرک بیشتر بدانید

تولید شده توسط تیم دکلمافون


logo-deklamaphone | لوگو دکلمافون

مشارکت در بخش های دیگر دکلمافون:

– آیا می دانید ما این امکان را برای شما فراهم کرده ایم تا دکلمه های زیبای خود را به صورت رایگان از طریق سایت دکلمافون پخش کنید؟
کافیست به صفحه پخش رایگان پادکست وارد شوید و فرم مربوط به آپلود را با توجه به شرایط ذکر شده تکمیل و ارسال نمایید.

– اگر با ما در زمینه های مختلف طراحی، تدوین، گرافیک، میکس و مسترینگ، تولید محتوا و … که مرتبط با فعالیت های ما است تمایل به همکاری دارید به صفحه همکاری با ما مراجعه و فرم مربوطه را تکمیل و ارسال نمایید.

– برای شرکت یا دنبال کردن بزرگ ترین مسابقات مجازی دکلمه ایران که توسط تیم حرفه ای ما برگزار می گردد به صفحه مسابقات پادکست مراجعه نمایید تا شاید برنده جوایز نفیس این مسابقات شوید.

مطالب مرتبط با این پست:

0

دیدگاهتان را بنویسید